تاريخ : پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393 | 7:50 | نویسنده : مینا



تاريخ : دوشنبه بیست و ششم آبان 1393 | 14:36 | نویسنده : مینا

فرعون پادشاه مصر ادعای خدایی می کرد؛

در افسانه ها آورده اند که روزی مردی نزد او امد و در حضور همه خوشه انگوری به او داد و گفت:

اگر تو خدا هستی پس این خوشه را تبدیل به طلا کن،

فرعون یک روز فرصت گرفت،

شب هنگام در این اندیشه بود که چه چاره ای بیندیشد و همچنان عاجز مانده بود که ناگهان  کسی در خوابگاهش را به صدا در اورد!

فرعون پرسید:کیستی؟دید شیطان وارد شد.

شیطان گفت :خاک بر سر خدایی که نمیداند پشت در کیست.سپس وردی بر خوشه انگور خواند و خوشه تبدیل به طلا شد،

بعد خطاب به فرعون گفت:من با این همه توانایی لیاقت بندگی خدا را نداشتم،آن وقت تو با این همه حقارت ادعای خدایی میکنی؟

پس شیطان آماده رفتن شد که فرعون گفت:چرا انسان را سجده نکردی تا از درگاه خدا رانده شدی؟؟

شیطان پاسخ داد:

زیرا میدانستم که از نسل او همانند تو به وجود می آید.



تاريخ : شنبه بیست و چهارم آبان 1393 | 8:0 | نویسنده : مینا



تاريخ : چهارشنبه چهاردهم آبان 1393 | 7:44 | نویسنده : مینا
ما هیچ گاه ..

همدیگر را به تأمل نمی نگریم..

زیرا مجال نیست..

این گونه است که ..

عزیزترین کسانمان را در چشم به هم زدنی به حوصله ی زمان ..

از یاد می بریم ......



تاريخ : شنبه نوزدهم مهر 1393 | 8:55 | نویسنده : مینا

 ما دیگران را فقط تا آن قسمت از جاده که خود پیموده‌ایم می‌توانیم هدایت کنیم. (اسکات پک)

اگر زیبایی را آواز سر دهی، حتی در تنهایی بیابان، گوش شنوا خواهی یافت. (خلیل جبران)

نباید از خسته بودن خود شرمنده باشی بلکه فقط باید سعی کنی خسته آور نباشی. (هیلزهام)

 



تاريخ : شنبه نوزدهم مهر 1393 | 8:11 | نویسنده : مینا

 به نتیجه رسیدن امور مهم، اغلب به انجام یافتن یا نیافتن امری به ظاهر کوچک بستگی دارد.

(چاردینی)



تاريخ : چهارشنبه شانزدهم مهر 1393 | 8:56 | نویسنده : مینا



تاريخ : سه شنبه هشتم مهر 1393 | 13:28 | نویسنده : مینا
خدایا چون به منشور الهی
رقم کردی سپیدی و سیاهی
ز باران عنایت گل سرشتی
برات مردمی بر وی نبشتی
مثال هستی ما هم ز اول
به توقیع کرم کردی مسجل
ز گنج بخششم هر چیز دادی
کلید گنج ایمان نیز دادی
چراغم را چو خود بخشیده‌ای نور
مکن بخشیدهٔ خود را ز من دور

 



تاريخ : سه شنبه هشتم مهر 1393 | 8:38 | نویسنده : مینا

سر آمد دشواری و سختی دانایست و دانا چشم خویش را بر بسیاری از زیبایی های زود گذر گیتی خواهد بست. ( ارد بزرگ )



تاريخ : دوشنبه هفتم مهر 1393 | 9:3 | نویسنده : مینا

پاییز می رسد که مرا مبتلا کند
با رنگ های تازه مرا آشنا کند

پاییز می رسد که همانند سال پیش
خود را دوباره در دل قالیچه جا کند

او می رسد که از پس نه ماه انتظار
راز درخت باغچه را برملا کند

او قول داده است که امسال از سفر
اندوه های تازه بیارد، خدا کند

او می رسد که باز هم عاشق کند مرا
او قول داده است به قولش وفا کند

پاییز عاشق است و راهی نمانده است
جز این که روز و شب بنشیند دعا کند

شاید اثر کند و خداوند فصل ها
یک فصل را به خاطر او جا به جا کند

تقویم خواست از تو بگیرد بهار را
تقدیر خواست راه شما را جدا کند

خش خش، صدای پای خزان است، یک نفر
در را به روی حضرت پاییز وا کند       



تاريخ : چهارشنبه دوم مهر 1393 | 8:51 | نویسنده : مینا
گاهی آدم نادانسته دنبال چیزی می رود
وقتی آنرا پیدا نمی کند
اصلا خود را گم شده احساس می کند …

بزرگ علوی .. چشمهایش



تاريخ : چهارشنبه بیست و ششم شهریور 1393 | 6:44 | نویسنده : مینا
از همه آدمهای بدی که در زندگیم بودند

سپاسگزارم

آنها دقیقا به من نشان دادند که چه کسی نمیخواهم باشم

 



تاريخ : دوشنبه بیست و چهارم شهریور 1393 | 7:58 | نویسنده : مینا
 

 



تاريخ : شنبه بیست و دوم شهریور 1393 | 8:21 | نویسنده : مینا

شخصیت آدمها را

ازطریق کردارشان توصیف کنید

تاهرگز فریب گفتارشان را نخورید



تاريخ : چهارشنبه نوزدهم شهریور 1393 | 8:20 | نویسنده : مینا

(همواره) دو راه برای احمق شدن وجود دارد یکی باور کردن چیزی که صحیح نیست و دیگری رد کردن چیزی که صحیح است!!

سورن کی یر کگارد



تاريخ : چهارشنبه دوازدهم شهریور 1393 | 9:6 | نویسنده : مینا



تاريخ : سه شنبه یازدهم شهریور 1393 | 11:44 | نویسنده : مینا



تاريخ : یکشنبه نهم شهریور 1393 | 7:30 | نویسنده : مینا

(من که کبوتر دلم، اُنس گرفته با رضا)
من که کبوتر دلم، اُنس گرفته با رضا
 می شنوم ز قدسیان زمزمۀ رضا رضا
ای بنثار مَقدَمت گوھر اشکِ دیده ام
ای بفدای جان تو، جان به لب رسیده ام
من به بھای ھستیم، مھر تو را خریده ام
نیست به جز ولای تو، جان به لب رسیده ام
مباد سازد از درت خدا مرا جدا رضا
من که ببوی مغفرت به بارگاھت آمدم

شبی که سر زد اُفق، جمال ماھت آمدم
پناه ما سوی توئی، که در پناھت آمدم
نیازمندم و گدا، بر سر راھت آمدم
اگر ز در برانیم کجا روم کجا روم رضا
به پیشگاه قدس تو، اگر چه دستِ خالیم
اگر چه کس نمی خورد، غم شکسته بالیم
اگر چه اشک من بود، گواه خسته حالیم
ولی به جان فاطمه مُحِبم ومَوالیم
خوشم که دارم از جھان ولایت تو را رضا
اگر مرا از قید غم رھا کنی چه می شود؟
اگر نگاه مرحمت به کم کُنی چه می شود؟
نظر به این کبوتر حرم کنی چه می شود؟
جو از کربلا به ما کرم کنی چه می شود؟

اگر ز در برانیم کجا روم کجا روم

شاعر:محمود محسنی فر



تاريخ : دوشنبه سوم شهریور 1393 | 8:46 | نویسنده : مینا

زندگی همهمه ی مبهمی

از رد شدن خاطره هاست،

هرکجا خندیدیم

زندگانی آنجاست...



تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم مرداد 1393 | 8:20 | نویسنده : مینا


نبردهای زندگی همیشه به نفع قویترین ها پایان نمی پذیرد بلكه دیر یا زود برد با آن كسی است كه بردن را باور دارد

به غیر از خدا، به هر آنچه امید داشته باشی، خدا از همان چیز ناامیدت می کند.

 

ماقتهایی هستند که با یادآوری آنها میخندیم و این حماقتها دردآورترین خاطرات زندگی ما هستند



تاريخ : چهارشنبه بیست و دوم مرداد 1393 | 8:51 | نویسنده : مینا
کمتر بترسید... بیشتر امیدوار باشید

کمتر بخورید... بیشتر بجوید

کمترآه بکشید... بیشتر نفس بکشید

کمترمتنفر باشید... بیشتر عشق بورزید

خواهید دید که همه چیزهای خوب ازآن شما خواهد بود

 



تاريخ : دوشنبه سیزدهم مرداد 1393 | 9:8 | نویسنده : مینا

همیشه دشمنانت را ببخش ، هیچ چیز بیش از این آنها را ناراحت نمیکند .

(اسکار وایلد)
دستهایت را برای یک دقیقه بر روی بخاری بگذار ، این یک دقیقه برای تو مانند یک ساعت میگذرد . با یک دختر خوشگل یک ساعت همنشین باش ، این یک ساعت برای تو به سرعت یک دقیقه میگذرد و این همان قانون نسبیت است !

(آلبرت انیشتین)

مذهب چيزي است كه مانع كشته شدن پولدار بدست فقير ميشود .

(ناپلئون بناپارت)



تاريخ : پنجشنبه نهم مرداد 1393 | 8:23 | نویسنده : مینا
مهربان باش

و به هر کس میرسی لبخند بزن

تو نمیدانی به آدم ها چه می گذرد

شاید لبخندت برایشان

مانند گنجی ارزشمند باشد

وآنها بسیار به آن لبخند محتاج باشد



تاريخ : شنبه چهارم مرداد 1393 | 8:26 | نویسنده : مینا
همانی باش که میخواستی

تو میتوانی

تمام آن چیزها باشی که رویایی در دلت بود

اگر عزم آن کنی که بکوشی

اگر خودرا بیشترباور کنی

به نیکی های خویش ایمان بیاور

وآنگاه نگاه کن

و تو میتوانی

        کارن استیونس



تاريخ : چهارشنبه یکم مرداد 1393 | 8:45 | نویسنده : مینا
پروردگارا

به من آرامش ده 

تا بپذیرم آنچه راکه نمیتوان تغییر دهم

دلیری ده

تا بتوانم تغییر دهم آنچه را میتوانم تغییر دهم

بینش ده

تا تفاوت این دورا بدانم

مرا فهم ده

تامتوقع نباشم دنیا و مردم آن مطابق میل من رفتار کنند

 

 



تاريخ : دوشنبه شانزدهم تیر 1393 | 7:58 | نویسنده : مینا



تاريخ : یکشنبه هشتم تیر 1393 | 7:35 | نویسنده : مینا

رمضان آمد و آهسته صدا کرد مرا
مستعد سفر شهر خدا کرد مرا

از گلستان کرم طرفه نسیمى بوزید
که سراپاى پر از عطر و صفا کرد مرا

نازم آن دوست که با لطف سلیمانى خویش
پله از سلسله دیو دعا کرد مرا

فیض روح‌القدسم کرد رها از ظلمات
همرهى تا به لب آب بقا کرد مرا

من نبودم بجز از جاهل گم کرده رهى
لایق مکتب فخر النجبا کرد مرا

در شگفتم ز کرامات و خطاپوشى او
من خطا کردم و او مهر و وفا کرد مرا

دست از دامن این پیک مبارک نکشم
که به مهمانى آن دوست ندا کرد مرا

زین دعاهاست که با این همه بى‌برگى و ضعف
در گلستان ادب نغمه سرا کرد مرا

هر سر مویم اگر شکر کند تا به ابد
کم بود زین همه فیضى که عطا کرد مرا



تاريخ : سه شنبه سوم تیر 1393 | 12:13 | نویسنده : مینا
بخـنــد  هــرچـنــد  غـمـگینــی

   بـبخــش  هــرچـنـد   مـسکینـــی

 فـرامـوش کــن هــرچـنــد    دلــگیــــری

زیستــن اینــگــونـــه زیـبـاسـت   ...

 بخنـــد  ببخــش و فرامـوش کـــن

  هــرچـنــد میدانم ...  آســـان نــیســـت.



تاريخ : پنجشنبه بیست و نهم خرداد 1393 | 9:25 | نویسنده : مینا

در رفاقت مراقب آدمهای تازه به دوران رسیده باش...

هرگز به دیواری که تازه رنگ شده نباید تکیه کرد!



تاريخ : شنبه بیست و چهارم خرداد 1393 | 8:24 | نویسنده : مینا